قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / شاگردان / استاد محمود امامی نجف آبادی

استاد محمود امامی نجف آبادی

یکی از شاگردانی که اطلاعات زیادی از ایشان وجود ندارد و از اصحاب و شاگردان خاص حضرت علامه محسوب می شوند٬ جناب آقای دکتر امامی نجف آبادی می باشند که حضرت علامه دوره اول تدریس مصباح الانس را به مدت هشت سال در حوزه علمیه قم برای ایشان و حجت الاسلام سمندری نجف آبادی القاء فرموده اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

حضرت استاد صمدی آملی در بخشی از نهمین جلسه شرح مراتب طهارت درباره این عارف واصل اعنی جناب امامی نجف آبادی می فرمایند:

“امسال توفیقی بود که در نجف آباد به محضر یکی از اولیای الهی مشرف شدم. مردی است که هم به دانشگاه رفته و دکترا دارد و هم به حوزه رفته و تا سر حد اجتهاد درس خوانده است. و نیز بیش از پانزده سال در محضر حضرت آقا بوده است. در آنجا جمله ای به من گفت که بسیار مرا متحول کرد. فرمود: «ما شبانه روز با نور آقا راه می رویم و با نور ایشان است که می خوابیم و حرف می زنیم. اگر به باغ می رویم باایشان هستیم» باغی دارد که از صبح تا ظهر در آن کارگری می کند و عرق می ریزد و با دسترنج خود روزی کسب می‌کند. در حالی که پیرمرد هفتاد ساله‌ای است هنگام ظهر بر دوچرخه ای سوار می شود و از باغش به منزل می آید. وضو می گیرد و عبایی بر دوش می گذارد و عرق چینی بر سر، در مسجد محل، جلوی مردم نماز می گزارد. غروب بعد از نماز مغرب و عشاء برای آنها کلاس دارد و حرف می زند. وقتی وارد مسجد و مردم آنجا می شوید می بینید که نماز خواندنشان بر اساس دستورات است. بسیاری از پیران و جوانان از او دستورالعمل می گیرند و همه با برنامه ریزی پیش می‌روند. هم خود اهل کار و تحصیل است و هم شاگردانش. شاگردانش یا بزّاز هستند یا بقّال، یا کشاورزند یا کارگر و کاسب، یا معلمند یا دانشجو و طلبه و خلاصه اینکه همه گونه افراد در میان شاگردانش هستند. تمام این شاگردان صبح وقتی می خواهند از منزل بیرون بیایند، با وضو هستند باید نوزده بار «بسم الله الرّحمن الرّحیم» بگویند. برای خود ذکر و دستور دارند. نحوه اذان گفتن و نماز خواندن آنها با اذکار مستحبی اش، مخصوص است. بعد ایشان می فرمود: «من به سفر مشهد رفته بودم وقتی به زیارت حضرت امام ثامن الحجج «عَلَیهِ السَلام» مشرف شدم عرض کردم: آقا من از راه دوری آمده ام و از شما عیدی می خواهم اما می‌خواهم عیدی من را به من ندهی، به آقایم بدهی و اگر ایشان صلاح دانستند به من بدهند از سفر مشهد برگشتم و به قم آمدم دیدم هدیه ای که می بایست از ناحیه امام رضا «عَلَیهِ السَلام» به من برسد از طریق حضرت آقا به من رسید و ایشان فرمودند: این هدیه را به ما داده اند، ما نیز به شما می دهیم» و این تطهیر قوه خیال است.

بین شاگرد و استاد آنچنان رابطه روحی و قلبی وجود دارد که اگر استاد مریض شود، شاگرد نیز مریض میشود، اگر دندان استاد که در شرق عالم است درد بگیرد، دندان شاگرد نیز در غرب عالم به درد می آید. اگر نظام عالم مزاج استاد را به هم بزند، مزاج شاگرد هم به هم می خورد و بالعکس. می توان گفت استاد به منزله قلب می شود و شاگرد به منزله بدن. اگر بدن ضربه ببیند، قلب ناراحت می شود و اگر قلب در عذاب باشد بدن نیز صدمه می بیند. به طور کلی تأثیر متقابلی بین این دو قوه خیال برقرار میشود. در آن وقت رابطه بین استاد و شاگرد به گونه ای کار را تنظیم می کند که استاد “اصل” می شود و شاگرد “فرع”. بدین ترتیب هر چه را که می خواهند از کانال وجودی همدیگر می گیرند. آنها که اهل کارند از این طریق به حقائق دست می یابند.”

همچنین استاد صمدی آملی در یک جا از کتاب عرشی “شرح دفتر دل” از این شاگرد حضرت علامه با عنوان “عارف واصل” یاد می کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *