قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / شاگردان / استاد مهدی سمندری

استاد مهدی سمندری

 استاد مهدی سمندری در سال ۱۳۰۷ در نجف آباد اصفهان و خانواده ای متدین چشم به جهان گشودند.

 استاد در مورد آشنایی با حضرت علامه حسن زاده این گونه فرمودند:

« با راهنمایی دوست عارفم جناب آقای محمود امامی به محضر جناب استاد علامه حسن زاده آملی (روحی فداه) شرف حضور پیدا کردم. خود را در مقابل دریایی از علم و عرفان دیدم، قطره ای در مقابل دریا. مدت هشت سال به اتفاق دوستانی چون آقایان محمود امامی و علی بهجت از محضر این استاد فرزانه خوشه چینی نمودیم. »

نقل خاطره ای از استاد سمندری از زبان یکی از ارادتمندان ایشان:

به یاد دارم روزی در محضر حضرت استاد منتظر فرا رسیدن زمان نماز بودیم. استاد بر روی صندلی چوبی ساده خویش رو به تعداد محدود شاگردان نشسته بودند و ما نیز دو زانو رو به او زانوی ادب بر زمین زده بودیم. استاد نگاهی به چهره های ما انداختند و با لحن پدرانه ای فرمودند اگر سوالی دارید بپرسید. نگاه استاد گویی با ما چنین خطابی داشت :

ز چشم من بپرس اوضاع گردون
که شب تا روز اختر می‌شمارم

بدین شکرانه می‌بوسم لب جام
که کرد آگه ز راز روزگارم

یکی از عزیزان هم از این موقعیت استفاده کرده و  با حالت مودبانه ای از ایشان پرسیدند: اقاجان. نصیحت جامع و کاملی به ما بفرمایید.؟

استاد فرمودند : اگر مینویسید ، میگویم.

ما که از سیره تربیتی استاد باخبر بودیم سریع دفترچه ها و خودکارمان را آماده کردیم تا در و گوهری که از لبان ایشان سرا زیر میگردد را با گوش جان شنیده و در لوح قلب نگاشته و از دل بر قلم و دفتر پیاده نماییم.

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

استاد پس از آنکه دیدند همه منتظر کتابت فرمایشات ایشانیم فرمودند :((در ایراء ، خانه استادم علامه حسن زاده آملی روحی فداه ، اول کلمه ای که تعلیم فرمودند این بود « اتقوا الله و یعلمکم الله» و این مطلب حدود چهل یا پنجاه سالطول کشید تا برایم ملکه شود. 

در مورد این آیه به تفسیر استادم ، علامه طباطبایی مراجعه فرمایید. اواخر سوره بقره.))

و چه زیباست احترام این اساتید به علم. علم احترام و حریمی دارد. ایشان فرمودند اگر مینویسید مطلب میگویم ورنه چیزی نمیگویم.آری. احترام علم واجب است. نباید کلام را هدر داد. این فرمایش استاد مرا به یاد آن حدیث عرشی انداخت که می فرمایند: «قیدوالعلم بالکتابه» علم را با نوشتن به بند کشید.

آری به قول جناب سمندری . علاوه بر نوشتن در دفتر میبایددر قلبتان هم بنویسید. اللهم ارزقنا.

روزی به ایشان عرض کردم :آقا. راه ملکه کردن این آیه ( اتقوا الله و یعلمکم الله ) چیست؟ 

فرمودند :(نمیشود. استاد میخواهد.)

عرض کردم :راهکاری به ما دهید.

فرمودند:( راهی ندارد. چاره ای نیست. ما هم چاره ای نداشتیم. برای من چهل سال طول کشید تا ملکه شود.)

آری. علامه حسن زاده ای میخواهد تا در جان بذر ملکات الهی را بیفشاند.

سعی نابرده در این راه به جایی نرسی
مزد اگر می‌طلبی طاعت استاد ببر

اخیرا توفیق تشرف به منزل حضرتشان دست داد. حقیر و دو نفر از دوستان در کنار تخت ایشان دو زانو نشسته بودیم و ایشان که بر اثر کسالت دراز کشیده بودند با محبت پدرانه ای با ما صحبت میکردند. مطالب بسیاری بیان داشتند که این زمان بگذار تا وقت دگر.

از ایشان پرسیدم :حاج آقا. مهمترین مطلبی که از محضر حضرت علامه حسن زاده آملی آموختید چیست؟

ایشان بلافاصله فرمودند : اولیین کلمه ای که آموختم در ایراء ، این بود که اتقو الله و یعلمکم الله و این چهل یا پنجاه سال طول کشید تا در من ملکه شود.

به ایشان عرض کردم :آقا. این اولین چیزی که آموختید مهمترین چیز هم بوده است؟

نگاهی عمیق در چشمانمان انداختند و با حالتی تاثیر گذار فرمودند :  بله.

پس از چندین هفته که در محضر عرشی ایشان بودیم تصمیم گرفتندبرای مدتی به نجف آباد برگردند ،

منبع: وبلاگ شجره طیبه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *