قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اساتید / علامه شعرانی

علامه شعرانی

علامه حسن‌زاده نقل می‌کنند: 

یکی از خاطرات خوشی که از محضر شریف آیت‌الله میرزا ابوالحسن شعرانیدارم، این است: خدمت ایشان که بودم، در سال دو روز تعطیلی داشتیم، یکی روز عاشورا و دیگر روز شهادت حضرت امام مجتبی علیه‌السلام بود و بقیه سال درس می‌خواندیم، یادم هست زمستان بود، برف خیلی سنگینی آمده بود، من از حجره مدرسه مروی بیرون آمدم، برف را نگاه کردم، مردد بودم به کلاس درس بروم یا نه!. اگر نمی‌رفتم، دلیل بر تنبلی من و عدم عشق و شوق من بود، به هر حال تصمیم گرفتم بروم.

رفتم تا در خانه ایشان در سه‌راه سیروس، خواستم در بزنم با آن برف سنگین که آمده بود، خجالت کشیدم، مدتی ایستادم کسی بیرون بیاید، اما کسی بیرون نیامد، دیدم وقت درس هم می‌گذرد، در هر صورت در زدم، آقازاده ایشان در را باز کرد، وارد شدم، سلام کردم و به محض نشستن عذرخواهی کردم و گفتم: آقا ببخشید در این برف مزاحم شدم، می‌خواستم نیایم.
گفتند: چرا؟ گفتم: در این روز برفی نمی‌خواستم مزاحم شوم.
گفتند: مگر شما که از مدرسه مروی تا اینجا می‌آمدید، گداها در سر راه‌ها ننشسته بودند و گدائی نمی‌کردند؟ گفتم: چرا، گفتند: امروز آن‌ها بودند یا نبودند؟ گفتم: چرا بودند، امروز روز کسب‌وکار آن‌هاست، گفتند: خوب آن‌ها که تعطیل نکردند، ما چرا تعطیل کنیم؟!

همچنین علامه حسن زاده در مورد استادشان علامه شعرانی چنین می گوید:

 «آقای شعرانی ذوالفنون بودند. بنده هیچ‌یک از اساتیدم را به تبحر در منقول مثل ایشان ندیدم. یکی از کتابهای دوره شفا، علم موسیقی است. مرحوم آقای شعرانی، موسیقی هم می‌دانست. فرانسه را به اندازه عربی می‌دانست و مسلط بود. جناب علامه شعرانی در ادبیات، قلم توانایی داشت. فارسی را خیلی سنگین و قوی و فصیح می‌نوشت. در ریاضیات عالیه. در نجوم: من بارها این مطلب را به عرض رسانده‌ام در میان علمای روحانی ما، در عصر خودم بنده کسی را به تبحر در ریاضیات از ایشان بهتر و برتر ندیدم.»

برترین استاد برای شدن علامه حسن زاده آملی، بدون شک علامه شعرانی بوده است. کسی که در ملاقات های اول، وی را تحویل نمی گیرد. طلبه تازه به تهران آمده اصرار می کند و سرانجام علامه می پذیرد. ۱۳ سال از سحر تا ظهر به صورت پیوسته و بدون ساعتی توقف از او درس می آموزد و سرانجام از او اجازه اجتهاد می گیرد. تا این جا مسئله خاصی رخ نداده است و همه طلاب در فقه و اصول زحمات فراوانی می کشند تا سرانجام خود مجتهد می شوند. مسئله اساسی آن جاست که علامه شعرانی یک باغ است که در آن میوه های فراوان موجود است و علامه حسن زاده قصد میوه چینی دارد پس دست به درخت ریاضیات و حساب دراز می کند و پس از آن هیئت و نجوم را نیز فرامی گیرد و چندین سال تقویم استخراج می کند.
بعدها علامه شعرانی می گوید: آخوند باید طب بداند!
علامه حسن زاده هم رو به سوی آموختن تشریح می کند اما کتاب های تشریح به زبان فرانسه است. او یک فرد دانشگاهی می یابد که زبان فرانسه می داند به او عربی یاد می دهد و در ازایش فرانسه می آموزد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *