قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / آثار و تألیفات / رساله أنّه الحقّ

رساله أنّه الحقّ

♦ دانلود فایل پی دی اف♦

بسم الله الرحمن الرحیم‏

حق حمد به جمیع السنه حامد و محمود، حق عین وجود است که صمد حق منزه از مشاین حدود، و محدود به حد کل محدود است.

صلوات و سلام نامعدود بر نفس نفیس حامل لواى حمد و نائل مقام محمود، سید انبیاء محمد و احمد که ادل دلیل شاهد و مشهود است.

و بر آل او اهل بیت عصمت و وحى که اولشان آدم اولیاء الله، سید اوصیاء، نقطه بسمله کتاب موجود است.

و خاتمشان واسطه فیض جود، مرکز دائره شهود، بقیه الله و تتمه النبوه، مهدى موعود است.

و بر قاطبه انبیاء و اوصیاء و اولیاء تا سخن از عارف و معروف و عابد و معبود است.

و بعد این وجیزه کلماتى چند در معارف علمى و عملى مسماه‏ به رساله انه الحق از خامه خام راقم آن حسن حسن زاده آملى است که به تشبه و تقلید اولیاى حق ترقیم نموده است، و اعتراف دارد که:

از مقلد تا محقق فرقهاست‏

کاین چون داودست و آندیگر صداست‏

و آن را به عنوان ذکراى اولین اربعین رحلت فخر اسلام، علم علم و عمل طود تحقیق، آیت دین، صاحب تفسیر عظیم و قویم المیزان، استاد علامه حاج سید محمد حسین قاضى طباطبائى تبریزى، اعلى ال‏له تعالى مقاماته و رفع درجاته، به حضور شریف اهل حق و حقیقت، به منظور ایفاء و اداى شکر حقى از حقوق بسیارى که بر این کمترین دارد، اهداء مى نماید، ان الهدایا على مقدار مهدیها.

در حدود شش یا هفت سال پیش از این، این فکر برایم پیش آمد که در بسیارى از کتب و رسائل اصول معارف و فروع احکام، بلکه در قرآن مجید و روایات صادره از اهل بیت عصمت و وحى، و حتى از مشایخ و اساطین قبل از اسلام، عنایتى خاص به کلمه مبارکه حق و معانى آن در موضوعات مسائل گوناگون شده است.

به خصوص چند بار برایم اتفاق افتاد که در هنگام دفن موتى، کلمات تلقین را استماع مى کردم:

( [ان ما جاء به محمد صلى الله علیه و آله حق، و ان الموت حق، و سؤال منکر و نکیر فى القبر حق، والبعث حق، و النشور حق، و الصراط حق، و المیزان حق، و تطائر الکتب حق، والجنه حق و النار حق‏] ).

 اطوار معانى و مظاهر حق در نظام احسن عالم در نظرم جلوه گریهاى خاص مى نمود، تا بالاخره این انگیزه سبب شد که دوبار با بضاعت مزجاه خود مقاله اى در پیرامون حق نوشته ام، ولى هر بار ناتمام مانده است.

تا در این بار به مناسبت ذکراى نام برده همان مرقومه ها را با بعضى از اضافات که مجددا گرد آورده ایم و فکر کرده ایم به نام رساله ( [أنه الحق‏] (تنظیم و به محضر مبارک ارباب فضیلت تقدیم داشته ایم. مع ذلک در پیرامون حق و موارد استعمال آن مباحث بسیار در پیش است لعل الله یحدث بعد ذلک امرا.

در میان عیون مسائل صحف قیمه اهل تحقیق، احق آنها معرفت حق تعالى و معرفت نفس است که این رساله نمودارى از آنها است، و لذا به دو قسم منقسم است:

اول در حق.

دوم در نفس.

محور معارف علمى بیان مسأله توحید اهل ولایت به منطق لا اله الا الله وحده وحده وحده است که توحید ذات و توحید صفات و توحید افعال است که توحید حق و حق توحید است، و مدار معارف عملى سیر تکاملى انسان، معرفت مسیر صراط مستقیم قرآنى است که احق معارف انسانى و مرقاه معرفت حق است.

قول حق ( [انه الحق‏]) که جزء کریمه سنریهم آیاتناى فصلت است، در تسمیه رساله از آن جهت اختیار شده است که اصول‏ مباحث آن به مشرب رحیق اهل تحقیق، مفاد حقیقت کلمات سامیه أن و هو والحق است.

در آخر سوره یاد شده فرمود:

( [سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ‏] )، و در آخر اسرى فرمود:

( [قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَیًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏] )

کلمه مبارکه هو در انه وله به حکم سیاق اباى از کنایه نحوى دارد، بلکه آیتى باهر است که یک هویت ظاهر در مظاهر است، و همه اسماء قائم به یک حقیقت محیط قاهراند، چنانکه در توحید صدوق و تفسیر اخلاص مجمع طبرسى رضوان الله علیهما، مروى است عن امیرالمؤمنین علیه السلام قال ( [: رأیت الخضر علیه السلام فى المنام قبل بدر بلیله فقلت له: علمنى شیئا أنصر به على الاعداء، فقال: قل یا هو یا من لا هو الاهو، فلما اصبحت قصصتها على رسول الله صلى الله علیه و آله فقال لى یا على علمت الاسم الاعظم فکان على لسانى یوم بدر، و ان امیرالمؤمنین علیه السلام قرأ قل هو الله احد فلما فرغ قال یا هو یا من لا هو الاهو اغفرلى و انصرنى على القوم الکافرین. وکان على علیه السلام یقول ذلک یوم صفین وهو یطارد، فقال له عمار بن یاسر یا امیرالمؤمنین ما هذه الکنایات؟ قال: اسم الله الاعظم وعماد التوحید لله لا اله الا هو ثم قرأ شهد الله انه لا اله الاهو و آخر الحشر ثم نزل فصلى اربع رکعات‏ قبل الزوال‏] )

و آنکه در نحو گفته شد:

ولا تقل عند النداء یا هو

ولیس فى النحاه من رواه‏

مقصود این است که نداى مضمر جائز نیست، و کلمه مبارکه هو در حدیث شریف مذکور و نظائر آن، ضمیر نیست و جمله یا هو یا من لا هو الا هو فرموده کسى است که پدر جد نحو و صرف است چنانکه خود فرمود:

( [انا لامراء الکلام وفینا تنشبت عروقه وعلینا تهدلت غصونه‏]) «۱» و این هو است که‏ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ.

نهفته معنى نازک بسى است در خط یار

تو فهم آن نکنى اى ادیب من دانم‏

این رساله حاوى مطالبى در بعضى از امهات و عیون مسائل معارف علمى و عملى سائر بین اهل تحقیق و اهل نظر است که عبارتند از:

  • فرق میان موضوع علم اهل تحقیق، و موضوع فن اهل نظر که مطلب عمده است.
  • بحث حق از نظر ناظر به تبکیت سوفسطائى است.
  • معانى حق.
  • حق تعالى انیت محض است به بیان اهل تحقیق و اهل نظر.
  • تشکیک وجود از دیدگاه فریقین.
  • حق تعالى صمد حق است.
  • وحدانیت حق.
  • سبق بالحق.
  • مرتبه در لسان فریقین.
  • تمیز محیط از محاط.
  • انسان را شأنیت‏ى است که تواند عاقل موجودات گردد.
  • طرق اقتناى معارف.
  • نفس ناطقه انسانى و شئون و اطوار وجودیه او.
  • نفس ناطقه انسانى را مقام فوق تجرد است.
  • معرفت نفس.

در ضمن بیان مطالب فوق به ذکر آیات و روایاتى تبرک جسته ایم، و به کلمات اساطین فریقین تمسک نموده ایم، و به طایفه اى از نکات ذوقیه و لطائف حکمیه اشاراتى کرده ایم، و در تأکید و تأیید بعضى از مسائل مقالاتى به صورت خطابى و استحسانى نیز آورده ایم.

و نظر ما در این رساله از اهل نظر، متأخرین از حکماى مشاء است که بسیارى از اصول مسائل آنان با مبانى قویم اهل تحقیق وفق نمى دهد و اهم آنها مسأله توحید است که مطمح نظر ما در این رساله است چنانکه ابو حامد اصفهانى معروف به ترکه در قواعد التوحید فرمود:

 ( [ان تقریر مسأله التوحید على النحو الذى ذهب الیه العارفون واشار الیه المحققون من المسائل الغامضه التى لا یصل الیها افکار العلماء الناظرین من المجادلین، و لا یدرکها اذهان الفضلاء الباحثین من الناظرین‏])

______________________________
(۱) نهج البلاغه، خطبه ۲۳۱.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *